تبليغاتX
هوركانيه
 

اولین بلاگیست شورای شهر ما

روز اول صندلی اش ندادند

روز دوم مقامی که هم شان رای اولیش باشد را ندادند

روز سوم تهمتش زدند

روز چهارم ...

اخراجش کردند

و حال بلاگش را امر به بستن کردند

نه در چپ جا دارد نه در راست

اشتباه هم داشت

اما خوشحالم از این رفتار با او

چون

من اشتباه نکردم که به او رای دادم

سرتو بالا بگیر مهندس


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 13:38 موضوع | لینک ثابت


هزار گلشن مهر

هزارمین شماره گلشن مهر

به صورت خیلی رسمی:


به کوری چشم بعضی ها


امشب مراسم جشن چاپ هزارمین شماره گلشن مهر بود.

با این اوضاع مطبوعات کشور و استان گلستان اصلا تمایل نداشتم برم.

اما اجبار ناخواسته ای بود.

جدا یک لذت بی دلیل بردم از حضور کوتاهم.

20/3/1388


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ساعت 12:20 موضوع نوشته هاي من | لینک ثابت


جنایت لاعلاج است

 
می دانی چند سال از سم آهو بر آب می پاشند گذشته است؟

 

برای پاک کردن همیشه باید دستها را آلوده کرد.

دیروز به صورت اتفاقی برخوردم به یک بلاگ.

بلاگ یک خانم به ظاهر دیوانه.

از جنس دوستان سالها قبل با کمی تفاوت که آنها از نسل شعر امروز بودند.

درست نبود اما شاید چاره ای نبود جز ضربه زدن.

سوژه ها امروز تلنگر بیدارشان نمی کند

نیاز به پتک دارند...

اما

با آمار رسمی کاری داشته باشیم که میگه اکثریت مردم ایران گرفتار مشکلات روانی هستند؟

نیازی به درصد مسئولان هست؟

در کوچه و بازار و خیابان با هم چه می کنیم؟

فریدون تنکابنی روزی نوشت:

به نویسنده ای گفتند چرا اینقدر جسورانه می نویسی؟

جواب داد : جسارت من پا به پای وقاحت جامعه پیش می رود.

اما وقتی نوشته ها را وقاحت می گیرد جامعه در چه حالیست؟

آیا از این جامعه چیزی باقی مانده است؟
اصلا اسم جامعه روی ما مسما دارد؟
جوامع بسیاری تجربایت بدتر از ما را گذرانده اند،

جنگ جهانی دوم، آشویتس، بردگان امریکا....

اما هیچکدام

هیچکدام

با ضربه پیاپی بر گرده هایشان

مجبور نبودند ادامه دهند.

هیچکدام مجبور نبودند با زخمی در پاشنه پا راه را ادامه دهند

و

تازه

برای عقب نماندن

بدوند.

و اینگونه ...

ما این شدیم

این .

 

چیزی نمانده است از چه رو پارس می کنی.

88/3/20


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در دوشنبه هجدهم مهر 1390 ساعت 20:43 موضوع نوشته هاي من | لینک ثابت


کی؟...


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در یکشنبه هفدهم مهر 1390 ساعت 18:30 موضوع | لینک ثابت


نوشتن

دلم لک زده برای نوشتن ، نه هر نوشتنی که از جنسی که می خواهم. از جنس این روزگار که دیگر در آن شعر گفتن جنایت است.


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در سه شنبه دهم خرداد 1390 ساعت 15:46 موضوع نوشته هاي من | لینک ثابت


این موج تخریب میراث فرهنگی آیا سر باز ایستادن دارد؟

طراحان تخریب بافت تاریخی گرگان آنقدر این پروژه برایشان سودآور خواهد بود که  گروه فشار درست کردند و به جشنواره اقوام فرستادند. برخی از کارشناسان و مهندسان که سن بعضی از آنها بسیار کم بود با حضور دست جمعی در ماکتی که از بافت تاریخی گرگان در جشنواره ساخته شده به جر و بحث با سازندگان این ماکت که اکثرا از دوستداران بافت و تجمع کنندگان در مقابل میراث فرهنگی بودند پرداختند. ادعای اینان این بود که معترضان به "طرح نوسازی و بهسازی بافت فرسوده شهر گرگان" کارشناس نیستند، حال آنکه اکثریت مطلق تجمع کنندگان در مقابل میراث فرهنگی یا از استادان رشته های مرمت و معماری بودند یا از دانشجویان این رشته و از سر کلاس های درس هم به مقابل درب میراث فرهنگی رفته بودند. اینکه چه کسانی کارشناسان شرکت "خودآوند" را به این عمل تحریک کرده اند در جای خود مهم است . اما این اتفاق نشان از عزم جدی پیمانکار شرکت خودآوند یعنی "شرکت عمران و مسکن سازان گلستان" به ریاست سالاری که پروژه افتاب را هم اجرا می کنند دارد. چناچه نشریه ای هم به همین منظور در تیراژ انبوه می خواهند در سطح شهر پخش نمایند. نشریه ای که معلوم نیست با مجوز کجا می خواهد پخش در سطح شهر بشود.

بسته بودن راه ساخت و ساز در بخش جنوبی (ناهاخوران) و غرب (سایت استانداری و تپه هزار پیچ) و همچنین کم صرفه بودن انبوه سازی در شمال (جاده آق قلا) و شرق (جرجان تا اوزینه) و سود بالای نوسازی مرکز شهر این افراد را به فکر انداخته تا از همه امکاناتشان استفاده نمایند.

این موضوع در کنار اخبار ناامیدکننده از میراث و دیگر مسئولان به غیر از نماینده گرگان علی طاهری آینده بافت تاریخی گرگان را کاملا در پرده ابهام فرو برده است.


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در سه شنبه دوم آذر 1389 ساعت 17:4 موضوع | لینک ثابت


خاطره هایی که بساز بفروش می شوند

کمر به قطع بسته اند به نام نوسازی و بهسازی. حکم به فراموشی. فراموشی همه آنچه که یک شهر را شهر می سازد. خاطره تعلق می آورد و تعلق هویت می بخشد و این همه در گرگان تاریخی به پای بساز و بفروش ها قربانی می شود. راحت می شود پشت کلمات به ظاهر زیبا پنهان شد. راحت می شود کمکاری را با حذف صورت مسئله پاک کرد و پس از آن آسوده نشست.

می خواهند به نام نوسازی و بهسازی همه خاطرات ما را به حراج بگذارند و کیست که نداند و نفهمد پشت چنین کلمات چه سودهای هنگفت اقتصادی نهفته است.

صحبت از طرح جدید "طرح بهسازی و نوسازی بافت فرسوده و قدیمی شهر گرگان" است. طرحی که در ادامه پروژه شکست خورده آفتاب می آید و اینبار به جای نابود کردن کوچه های پر خاطره یک محله کل بافت تاریخی گرگان را نشانه گرفته است.

بافتی که کوچه های تنگ آن بار خاطرات و یادمان های این شهر را بدوش می کشند. کوچه هایی که گذر از آنها با وجود تنگی فضا فراخی روح و روان را ارمغان می آورد. ارمغانی که روبنای آسفالت و سیمانی خیابانهای عریض نه فقط امکان آن را ندارند بلکه دقیقا تاثیری خلاف آن را دارند.

آنهایی که خود هیچ خاطره ای از این کوچه ها و میدانها و محله ها ندارند می خواهند با خاطرات دیگران تجارت کنند. کارشناسان رونشناسی می گویند نوع رفتار پیشینیان ساکن در یک مکان انرژی مثبت و یا منفی را در آن مکان ذخیره می کند. به صورتیکه آیندگان کاملا می توانند تحت تاثیر رفتار پیشینیان خود در آن مکان قرار گیرند. و ورود به بافت قدیم گرگان موجی از آرامش و انرژی مثبت را به همراه دارد. خواهد داشت؟ شاید یکی از دلیل رونق بازار کثیف اما پرمراجعه نعلبندان هم همین باشد.

محرمها کل شهر خالیست و همگان شهر را رها کرده و با بافت می روند. تاریخ بافت آنها را می برد تا در پناه شیروانی و دور میدانچه های باستانی ای که تاریخ پیدایش آنها هم مشخص نیست به عزاداری بپردازند. تاریخی که رد پای نیای عزادارشان را در سینه دارد.و نسل اندر نسل این کرده اند و عزاداری را جز به این شیوه نمی پسندند. نیایی که به حرمت عزای حسینی چاقو خوردن خود را هم پنهان می کردند که بی حرمتی بیحرمتان فراگیر نشود.

بسیاری هستند که هنوز اولین سینه زنی و دسته روی خود را فراموش نکرده اند و هنوز به یاد همان هرسال گمشده ای را در تکایا ومیدانچه ها و کوچه پس کوچه ها و محلات می گردند. به یاد خلوص اولیه عزاداری.
اینجا هنوز خانه های پدری و خانه مادربزرگ ها حرمتی دارد که غیرقابل بازیافتن در جای دیگر است. کوچه های اینجا هنوز بوی یاسهایی را دارند که غیرقابل جایگزینند. رنگ زندگی محلات با شهرک ها و کوی های کنونی تفاوت فاحش داشت. زندگی محلات کاملا همبسته بود. محله حکم یک خانه بزرگ را داشت و هم محله ای حکم یک خانواده بودن را. چیزی که امروز در جنگل آسفالت و سیمان گم شده است. آنکه درخت لیمویی در خانه داشت میوه های درختش را گونی پیچ می کرد تا در زمستان مرهم سرماخوردگی همسایه باشد. آنکه عزا داشت ناگاه یک محله را در غم خود شریک می دید. عروسی ها کارت دعوت نداشت و جشن ، جشن یک محله بود. و همه اینها را باد با خود خواهد برد.

و این همه را می خواهند از ما بگیرند.

این همه را می خواهند چنان برکنند که فراموش کنیم.

می خواهند چنان آثارش را چنان محو کنند انگار چنین نبوده است.

می خواهند خاطرات ما را به ثمن بخس نو کنند.

می خواهند از روی خاطرات ما خیابان های عریض بکشند و در آن جولان دهند.

می خواهند کم کاری خود را در مرمت تاریخ ما، در مرمت بافت تاریخی ما، با تخریب بپوشانند.

می خواهند با خاطرات ما بساز و بفروش راه بیندازند و آنچه تحویل خواهند داد را پیش چشم داریم.

دشتی خالی و تخریب شده در سرخواجه. جایی که می گفتند آفتاب را به ارمغان خواهند آورد. اما نصیبمان حتی دیوار هم نبود.

 

 

 


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در سه شنبه دوم آذر 1389 ساعت 16:33 موضوع | لینک ثابت


بافت تاریخی گرگان تحت عنوان فرسوده تخریب می شود!

 گرگان - خبرگزاری مهر: آب انبارها و حمام ها و خانه های تاریخی موجود در طرح بهسازی بافت تاریخی گرگان، فرسوده معرفی شدند و برایشان در طرح بهسازی و نوسازی و بافت های فرسوده گرگان، کاربریهای مسکونی، تجاری و خدماتی تعریف شده است.

به گزارش خبرنگار مهر در گرگان،  مقرر است براساس طرح بهسازی، نوسازی شوند و بهسازی و نوسازی این منطقه زنگ خطری برای تخریب معماری قدیمی گلستان به بهانه بهسازی بافت های تاریخی است.

در طرخ نوسازی و بهسازی بافت تاریخی گرگان، برای آثار و ابنیه تاریخی ارزشمند و قابل ثبت در فهرست آثار ملی مانند حمام قاضی، خانه اسدی پور، آب انبار میرکریم، درب نو، میخچه گران، خانه ریحانی و ... کاربری مسکونی و تجاری و خدماتی و ... لحاظ شده است که نیازمند نیازمند مطالعه و شناسایی دقیق و پیمایش بیشتر در بافت است.

 

بافت تاریخی گرگان در سال 1310 خورشیدی در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسیده است. محدوده مصوب بافت تاریخی گرگان حدود 150 هکتار است که منطبق بر محدوده قاجاری شهر استرآباد است.

 

حدود یک سال است که شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران برای حل معضلات و مشکلات بافت فرسوده شهر گرگان، مهندسان مشاوری را برای مطالعه و پژوهش ارائه طرح بهسازی و نوسازی بافت فرسوده شهر گرگان به کار گرفته است.

 

محدوده ای که توسط شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران برای مطالعات بافت فرسوده گرگان ابلاغ شده است، محدوده ای است که بخشی از آن با عنوان بافت قدیم با وسعتی نزدیک به 162 هکتار منطبق بر حصار قاجاری استرآباد و بخش دیگر شامل چند پاره از شهر در محله امام رضا، بخشی از غرب فلکه سرخواجه، قزاق محله، محله سجادیه و فردوسی است.

 

 بافت قدیم بر اساس طرح های مطالعاتی پیشین دارای مصوبه کمیسیون ماده پنج نیز هست و شامل محلات میخچه گران، سرپیر، نعلبندان، سرچشمه، سبز مشهد، درب نو، دوشنبه ای، میر کریم، میدان عباسعلی، باغ پلنگ، ملل و شیرکش است.

 

بافت تاریخی گرگان بافت فرسوده شد!

 

بافت تاریخی گرگان ثبت شده در فهرست میراث ملی را تحت عنوان بافت فرسوده معرفی شده است و تمام راهکارهای اجرایی و طرح ها و ضوابط پیشنهادی مداخله در بافت با توجه به  معیارها و ضوابط بافت های فرسوده شهری تهیه و ارائه شده است.

به تاکید کارشناسان، معیارهای ارزشگزاری بافت و تعیین آن به عنوان بافت فرسوده که به تصویب شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران شامل سه معیار ریزدانگی  بلوکهایی که بیش از50 درصد آنها مساحتی کمتر از ۲۰۰ مترمربع داشته باشد، اپایداری، بلوکهایی که بیش از50 درصد بناهای آن ناپایدار و فاقد سیستم سازه ای باشد و نفوذناپذیری، بلوکهایی که بیش از درصد معابر آن عرض کمتر از شش متر داشته باشند، رسیده است با وضع موجود بافت تاریخی گرگان مطابقت ندارد.

 

یک روز تا نجات بافت تاریخی گرگان فرصت است

 

مقرر شده است تا در روز یکشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۸۹ جلسه کمیسیون ماده پنج برای ارایه نهایی و تصویب طرح بهسازی نوسازی بافت تاریخی گرگان تشکیل شود و  تنها مخالف این طرح اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان  است که به صراحت اذعان داشته که این طرح قابلیت مطرح شدن در بافت تاریخی گرگان را ندارد.

 

به تاکید میراث فرهنگی گلستان، هیچ گونه دیدگاه مرمت شهری با رویکرد بهسازی و باز زنده سازی در این طرح لحاظ نشده و تنها دیدگاهای طراحی شهری نوگرایانه با گسست کامل از گذشته با رویکرد تخریب و نوسازی به کار گرفته شده است.

اجرای طرح پیشگام، آسیب جدی به کالبد بافت تاریخی زده و در نتیجه موجبات تخریب بافت را فراهم می کند و اجرای هر گونه طرح پیشنهادی در محدوده آثار تاریخی ثبت و شناسایی شده ممنوع است.

 

تغییر کاربری های پیشنهادی با کاربری موجود مطابقت ندارد، (تکایا و ...)، تعریض معابر اصلی و فرعی، تهدید و تخریب کالبد فضایی بافت تاریخی را فراهم می نماید و حضور وسایل نقلیه در درون بافت تاریخی با ایجاد خیابان در فاز مرکزی، مشکلات ترافیکی را به همراه خواهد داشت.

 

افزایش طبقات و انبوه سازی در بافت تاریخی زمینه را برای نوسازی به جای بهسازی و احیاء فراهم کرده است و  تقدم طراحی شهری به جای مرمت شهری در فاز مرکزی، اجرای طرح مزبور علیرغم پیشنهاد مشاور محترم به عنوان محدوده حفاظتی و مرمتی بدون ضمانت و تعهد دستگاه های ذیربط بافت تاریخی را دستخوش تغییرات جدی خواهد کرد.

 

همچنین میراث فرهنگی گلستان معتقد است، طرح پیشنهادی پس از جمع بندی و کسب نقطه نظرات از سوی معاونت میراث فرهنگی کشور و تایید شورای بافت تاریخی شهر گرگان و شورای فنی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان و قبل از تصویب طرح، ضمانت و قابلیت اجرایی نخواهد داشت.

 

جراحی بافت تاریخی گرگان

 

علاوه بر این بافت تاریخی گرگان از ظرفیت های توسعه گردشگری پایدار استان گلستان محسوب می شود و اجرای هر گونه های توسعه ای و تغییر کاربری نیازمند مطالعه و توجه خاص است.
 
از همه مهمتر عبور خیابان محلی از دل تنها راسته باقی مانده از بازار کهنه استراباد و از کنار تنها کاروانسرای باقی مانده بازار استرآباد و پیشنهاد ساخت ابنیه سه طبقه در دو طرف بازار در حریم منظری تکایای میدان است.

 

جراحی بافت تاریخی با ایجاد معابر شطرنجی و بر هم زدن ساختار ارگانیک راسته محلات و استخوان بندی بافت تاریخی، باز کردن بسیاری از بن بست های اصیل بافت، مثل معبر تقوی.. عبور شریان جمع و پخش کننده از وسط مرکز محله سرچشمه و موارد مشابه در سایر تکایا و فضاهای شهری با هویت اصیل، تغییر کاربری های با مقیاس فرا محله ای و حتی در حد شهری در بازارچه های محلی و تعریف مجتمع های تجاری در داخل محلات و فرا خواندن ترافیک عبوری بسیار سنگین به داخل بافت،از دیگر موارد قابل ذکر به عنوان نمونه موردی از طرح ضد تاریخی بهسازی نوسازی بافت فرسوده گرگان است.
 
نادیده گرفتن بسیاری از ابنیه شاخص تاریخی، مذهبی بافت مثل مسجد ملا اسماعیل استرآبادی متعلق به دوره زندیه در محله درب نو و پیشنهاد ساخت و ارتقاء بنا به دو طبقه با کاربری مذهبی تجاری، مسجد محله دوشنبه ای و ... تعیین ضوابط ساخت دو طبقه در جبهه جنوبی مسجد جامع گرگان در حریم فنی و استحفاظی بنای مذکور در بازار تاریخی نعلبندان از دیگر پیامدهای بهسازی و نوسازی بافت تاریخی گرگان است.

 

همچنین برای بازار  تاریخی نعلبندان که قدمت آن دست کم به قدمت شکل گیری شهر استراباد است و به غیر از یکی دو مورد مغازه های آن به صورت غیر اصیل دو طبقه است، دو طبقه تجاری پیشنهاد شده است.

 

خانه های تاریخی تجمیع یا نوسازی می شود

 

برای بسیاری از خانه های تاریخی ارزشمند محله سرچشمه ، درب نو، دوشنبه ای و... از جمله ریحانی، اسدی پور، سیدی، ضیاء حسینی، فاطمی، معروف، ... طرح تجمیع و نوسازی و بعضا تخریب برای احداث خیابان محله ای ارائه شده است.

 

با توجه به سیاستگزاری های نادرست و نا آگاهی برخی از ارگان های مسئول و مرتبط با این طرح از اهمیت و ارزش بافت تاریخی گرگان، به حمایت دوستداران و هواداران میراث ملی از اداره میراث فرهنگی گلستان برای پافشاری بر مخالفت خود در جهت جلوگیری از تصویب این فاجعه اجتماعی و حفظ و نگهداری بافت تاریخی گرگان نیاز است.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1190468


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در شنبه بیست و دوم آبان 1389 ساعت 12:37 موضوع خبر | لینک ثابت


کم کاري در قبال حفظ بافت تاريخي گرگان جبران ناپذير است

اين خبري است به نقل قول مستقيم از سايت استانداري گلستان، اميدوارم اقاي دادبود به سخنان خودش جامعه عمل بپوشاند.
معاون امور عمراني استانداري گلستان اظهار داشت : بي توجهي و کم کاري در قبال حفظ بافت تاريخي گرگان جبران ناپذير است.
رئيس شوراي بافت تاريخي استان گفت : بافت تاريخي گرگان ميراث گذشتگان اين ديار بوده و از اين رو مي بايست به انحاي مختلف در جهت حفظ و احياي اين ميراث و انتقال آن به آيندگان کوشيد.
مهندس عبدالرضا دادبود خاطرنشان کرد : علاوه بر تلاش در جهت حفظ و بازسازي اجزاي مختلف اين بافت که هنوز زندگي در آن جريان دارد بايد زمينه آشنايي بيشتر هم استاني ها و هموطنان را نيز با اين بافت فراهم کرد.
وي متذکر شد : علاوه بر تلاش مضاعف سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان در جهت احيا و بازسازي بافت تاريخي گرگان ، شهرداري اين شهر نيز مي بايست با توجه ويژه به بافت و خدمات رساني مناسب به آن با لحاظ   ويژگي ها و معماري بافت ، از متروک شدن آن جلوگيري کند.
معاون امور عمراني استانداري گفت : ضروري است مردم و مالکان بناهاي بافت نيز با توجه به اهميت آن نهايت همکاري را در جهت حفظ آن داشته باشند.
رئيس شوراي بافت تاريخي استان اظهار داشت : تملک بناهاي تاريخي ، حفاظت بيش از پيش ، بازسازي و مرمت اجزاي مختلف بافت همچون خانه ها و معابر و بازار و کاروانسراها و آب انبارها و ... با بهره گيري از هنر و دانش اساتيد فن ، جلب همکاري ادارات مختلف در راستاي انجام وظايف مرتبط ، فرهنگ سازي در بين ساکنان بافت جهت همکاري در حفظ  بافت ، و ... ميتواند سبب ساز حفظ ، احيا و رونق اين بافت شود.
مهندس عبدالرضا دادبود يادآور شد : لحاظ نگاه اقتصادي به احيا بافت  با استفاده از خانه ها و بناهاي تاريخي به عنوان    هتل ها و مراکز اقامتي پذيرايي سنتي ، ايجاد بازارچه هاي سنتي ، و ... البته با حفظ معماري خاص بناها ، ميتواند هم گردشگران را به سوي اين بافت باارزش سوق داده و هم در اشتغالزايي و رونق اقتصاد منطقه موثر باشد.
وي همچنين بر پيگيري جهت اعطاي تسهيلات کم بهره و نيز تقبل بخشي از هزينه مرمت  ، به شرط حفظ  ويژگي هاي معماري  بناها از سوي مالکان و استفاده از آنها با قابليت بازديد گردشگران و ... تاکيد کرد.
معاون امور عمراني استانداري همچنين خواستار راه اندازي شهرداري بافت تاريخي گرگان با همکاري متقابل شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان شد. 
رئيس شوراي بافت تاريخي استان با اشاره به عدم آشنايي بسياري از هم استاني ها به  بافت تاريخي گرگان گفت : اين بافت با ويژگي هاي خاصش قابليت مطرح شدن به عنوان يکي از مهم ترين جاذبه هاي گردشگري شمال کشور را دارد.   ۱۳۸۹/۷/۸


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در جمعه بیست و یکم آبان 1389 ساعت 16:55 موضوع | لینک ثابت


مي خواهند بافت تاريخي گرگان را تخريب كنند؟

اينجا مثل اينكه اميد توهم است. اميد نه روياي دست نايافتني  كه حتي  توهم  است. حتي بالاتر از آن واقعيت آنچنان به در و ديوارت مي‌كوبد كه اميدت به يكباره نه به ياس كه به كابوس بدل مي‌شود.

انگار پس از هر اتفاق فرخنده اميدوار كننده بايد يك خبر ياس اور شنيد تا زياد در خيالات خوش سير نكني و بر كف واقعيت سقوط كني.

همين ديروز بود كه كارگاه عظيم فهم معماري در گرگان و استان به پايان رسيد. كارگاهي كه سال‌ها آرزوي علاقه‌مندان ميراث فرهنگي و بافت تاريخي گرگان و استان بود. بافت تاريخي گرگان و سراسر استان قبل از اين همايش تقريبا در سراسر كشور ناشناخته بود. آنچنانكه حتي استادان معماري برجسته كشور هم اطلاع اندكي از وجود اين بافت داشتند، چه برسد به دانشجويان و نخبگان و رسانه‌هاي سراسر كشور.

برگزاري اين همايش بي اغراق فصل نويني در كل بافت‌هاي تاريخي استان مي‌توانست بگشايد.

همكاري بي دريغ استانداري گلستان و ديگر ادارات مربوطه به اين بحث مثل اداره كل مسكن و شهرسازي، شهرداري گرگان، فرمانداري گرگان، اداره كل ميراث فرهنگي استان و ... خود يكي از ثمره‌هاي اميد بخش اين همايش بود.

براي مثال همكاري دادبود، معاون عمراني استانداري ، با اين همايش خارج تصور و عرف معمول اداري در اينچنين مواردي بود.

اما...

كمتر از دو هفته از برگزاري اين كارگاه كه در آن بيش از 300 استاد و دانشجوي دكترا و كارشناسي ارشد معماري از سراسر كشور شركت كرده و همه مسئولان اداري استان در اهميت بافت تاريخي و نگهداري آن تاكيد كردند به يكباره خبري تكان دهنده در بين علاقه‌مندان ميراث فرهنگي استان پيچيد.

خبري حاكي از طرح بازسازي كل بافت تاريخي گرگان. طرحي همچون پروژه آفتاب كه اينبار تمام 162 هكتار بافت و همه محلات قديم گرگان را شامل مي‌شود. اگرچه اين طرح هنوز به تصويب مسئولان ذيربط نرسيده است اما تعجب آورترين بخش اين خبر آنجاست كه بيشتر تصميم‌گيران اين طرح همان‌هايي هستند كه در كارگاه فهم معماري هم از اهميت اين بافت سخن ساز كرده بودند.

طرح آفتاب كه بخش شمال غربي بافت تاريخي گرگان را كاملا به نام نوسازي، تخريب كرد طرحي است كه سرنوشت آن معلوم نيست و سريعترين اقدامش صاف كردن بخش ارزشمندي از بافت قديم گرگان بوده است.

حتي در صورت انجام اين طرح هم سازه‌هاي مدرن در كنار بافت تاريخي، آيا جز لكه‌اي بر هويت معماري ما نخواهد بود. مسئولان پيگير چنين طرح‌هايي واقعا چه هدفي دارند؟ ايا مشكلي با ميراث فرهنگي اين بوم دارند كه دست از سر اين بافت برنمي دارند؟ بخشي از اين طرح نوسازي محله امام رضاي گرگان را مد نظر دارد و شنيده ها حاكي از اين بود كه طرحي به نام مهتاب هم در جنوبي ترين نقاط گرگان و در مسير جاده ناهارخوران در دست بررسي است. طرح هايي كه كاملا قابل درك و حتي پشتيباني است.

اما چه دليلي وجود دارد به جاي نوسازي بافت هاي واقعا فرسوده شهر گرگان مسولان استاني و شهري اهتمام ويژه بر پاكسازي بافت تاريخي گرگان دارند؟ چرا بافت تاريخي گرگان در ثبت آثار ميراث فرهنگي كشور در سال 1310 است به كرات از سوي مسئولان استان و شهرداري عنوان بافت فرسوده به خود مي‌گيرد؟

استراباد چند هزارساله كه حتي در زمان هخامنشيان از آن به عنوان كلان شهري در ايالت باستاني هوركانيه نام برده مي شد در صورت اجراي طرح جديد " نوسازي و بهسازي بافت فرسوده شهرگرگان" چه چيزي را به عنوان پيشينه تاريخي ارائه خواهد كرد؟

سال‌ها پيش در زمان رضا شاه مسئولان وقت شهرداري گرگان با احداث خيابان‌هاي امام و رجايي فعلي بخش زيادي از اين بافت را نابود كردند. آيا مسوولان فعلي از ان تجربه تلخ نمي‌خواهند درس عبرت بگيرند. آيا انتظار تصحيح و جبران اشتباهات رژيم گذشته از مسئولان حال حاضر انتظار زيادي است؟ آيا انتظار عدم تكرار اشتباهات گذشته در حذف هويت تاريخي‌مان درخواست زيادي مي باشد؟

اينجا نقش اداره كل ميراث فرهنگي استان هم مي‌تواند بسيار تاثيرگذار باشد. نقشي كه متاسفانه اخبار خوشايندي در رابطه اش بيرون نمي آيد.

سوال ديگر از سرمايه‌گذاران عمده پروژه طرح آفتاب است. افراد سرشناسي كه برخي از آنها بر هويت اين بوم تاكيدات زيادي هم دارند. انها چه خواهند كرد؟

 


 

نوشته شده توسط نيما‌حاجي‌قاسمي در جمعه بیست و یکم آبان 1389 ساعت 16:28 موضوع نوشته هاي من | لینک ثابت